ssmd

سلسله ی موی دوست ؛ از زیبایی های زمستان شیرین ۹۹

قدم زدن یکی از لذت بخش ترین کارها برای من است . خصوصا اگر شب هنگام باشد ، خصوصا اگر به تنهایی باشد. به آدم فرصتی برای فکر کردن می دهد؛ فرصتی برای در لحظه بودن، لحظه ها را حس کردن ، خلوت کردن با خود و لذت بردن. عکس بالا هم از جایی هست که آن زمان بیشتر آنجا قدم می زدم

معمولا اینجور موقع ها موسیقی هم همراه من می شود ؛ موسیقی که لحظه ها را دلنشین تر می کند. گاهی موسیقی هایی که در یک ماه، فصل، دوره و … می شنویم ، با آن موقعیت و آن زمان عجین می شوند. بعدا هر بار که آنها را می شنویم، آن خاطرات و موقعیت ها زنده می شوند؛ انگار دوباره تجربه شان می کنیم.

زمستان ۹۹ برای من از شیرین ترین فصل های عمرم بوده . زمستانی که با تکنوازی ارغوان یکی شده . این ها را گفتم تا به این نقطه برسم

ارغوان بداهه نوازی تقریبا نیم ساعته ی استاد محمدرضا لطفی در آواز بیاتِ زیبای اصفهان است. در فکر این بودم که از زیبایی های این کار بنویسم ولی گفتم نیازی به توصیف من ندارد. اوج این کار برای من آن قسمتی است که استاد شعر سلسله ی موی دوست را می خواند (دقیقه ۲۴). از آن قسمت هایی که آدم دلش می خواهد بارها گوش بدهد و در حس و حال آن غرق شود.

گاهی اوقات از موسیقی هایی که خوشم می آید اینجا می گذارم. شاید دیگرانی هم گوش کردند و خوششان آمد . قبلا هم در این پست ، کنسرت بی نظیر همایون از استاد لطفی را گذاشته بودم.

ارغوان، بداهه نوازی سه تار در بیات اصفهان:

شعر مربوط به آن قسمت مورد علاقه ام را هم این زیر می گذارم

سلسله‌ی موی دوست حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

تو که بی‌وفا جانم نبودی
پر جور و جفا جانم نبودی
من از دست غمت حبیبم
که دارم گله بسیار
بیا تازه نگار من
ببین شب های تار من
دو چشم اشکبار من
بیا بنشین کنار من

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *